الملا فتح الله الكاشاني
179
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
فكانه قال ( فاقيموا وجوهكم للدين منيبين ) و از اين قبيل است كريمهء يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ الاية يعنى روى به دين اسلام آوريد و بر آن اقامت نمائيد در حالتى كه باز گرداندگانيد * ( إِلَيْه ) * بسوى او از غير او و رجوع نمايندگان بان به او و اين مأخوذ است از اناب اذا رجع مرة بعد اخرى يعنى در انابت به او ثابت باشيد و استمرار نمائيد و گويند كه بمعنى منقطعين اليه است مشتق از تاب اذا نقطع يعنى از همه چيزى ببريد و من جميع الوجوه بسوى او توجه كنيد و ميتواند بود كه اينحال باشد از ضمير مقدر در ناصب فطرة اللَّه يعنى ملازم باشيد فطرة اسلام را در حالتى كه باز گردنده و راجع شوندگان باشيد به او * ( وَاتَّقُوه ) * و بترسيد از او در ترك معصيت * ( وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * و بپاى داريد نماز را و اركان و اوقات و شرايط آن را محافظت نمائيد * ( وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * و مباشيد از شرك آورندگان نهى از شرك بعد از امر باقامت نماز دالست بر آنكه عبادت بدون اخلاص در توحيد منتج ثواب نيست و گويند معنى آنست كه مباشيد از شرك آرندگان به ترك نماز متعمد را چنان كه در تيسير از شيخ محمد اسلم طوسى ره نقل كرده كه حديثى به من رسيده كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده كه هر چه از من روايت كنند عرض كنيد بر كتاب خدا اگر موافق بود قبول كنيد من اين حديث را كه الصلاة متعمدا فقد كفر خواستم بآيتى از قرآن موافقت كنم سى سال تأمل كردم تا اين آيه را يافتم كه * ( أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * و اجماع اهل البيت آنست كه ترك صلوة متعمدا و مستحلا موجب كفر است و قوله * ( مِنَ الَّذِينَ ) * بدل من المشركين است يعنى مباشيد از آنان كه * ( فَرَّقُوا دِينَهُمْ ) * تفريق كردند و پراكنده ساختند دين خود را مراد بتفريق اختلاف ايشانست در آنچه پرستش مىنمايند بر حسب اختلاف اهواء خود * ( وَكانُوا شِيَعاً ) * و گشتند گروه گروه كه هر گروهى مشايعت كردند امام خود را كه تأسيس دين ايشان نمود مراد مشركانند كه دين اسلام را گذاشته يكى بت پرستيد و يكى ملك و ديگرى ستاره و يا يهود و نصارى كه هر يك چندين فرقه شدند يا خوارج و ابو امامه رض را در اين باب خبرى مرفوعست * ( كُلُّ حِزْبٍ ) * هر گروهى * ( بِما لَدَيْهِمْ ) * به آنچه نزديك ايشان است از دين * ( فَرِحُونَ ) * شادمانند بجهة گمان ايشان به آنكه حق با ايشانست و ميتواند بود كه فرحون صفت كل باشد و اين جمله مبتدا باشد و خبر آن من الذين و بنا بر اين كلام مستانف خواهد بود نه بدل اين خطاب روايت كرده كه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله عايشه را گفت هؤلاء هم اهل البدع و الاهواء ليست لهم توبة انا منهم برى و هم منى براء ايشان اهل بدعتند از اين امت و هر گناه كارى را توبهء هست غير ايشان را كه صاحب